تبلیغات
آلاچیق - منم حرفایی دارم...
جمعه 23 فروردین 1387

منم حرفایی دارم...

   نوشته شده توسط: فاطمه    نوع مطلب :عمومي ،

سلام به همگی دوستان. امیدوارم حال همگی خوب باشه. اول اینکه خیلی خوشحالم که حرف من باعث شد که فاطمه  بیاد وبلاگ و حرفاش رو بنویسه که شاید فرصتی بشه برای بیشتر فکر کردن و دقیق تر نگاه کردن و توجه کردن به همدیگه. درسته، ما یه روزی با هم شروع کردیم، 6، 7 نفر با طرز فکرهای مختلف، اما یه چیزایی در همه ما مشترک بود که نمی دونم اسمش رو چی بذارم و همون چیزا باعث شد که ما چند ترم کنار همدیگه بمونیم و دوران خوش و پر خاطره ای داشته باشیم طوری که هر کدوم از ما از اون دوران به عنوان بهترین دوران خودمون یاد می کنیم. بعضی از اون چیزای مشترک مربوط به درسمون بود که با تموم شدن دوره کاردانی از بین رفت، یه سری هم که مربوط به درسمون نبود با بی توجهی ما نسبت به همدیگه کم رنگ شد. مثلاً یکی از اون بی توجهی ها توی وبلاگمون آلاچیق کاملاً مشخصه. شاید الان بعضی هاتون بگید «بابا این مسئله اون قدر هم مهم نیست» اما من فکر می کنم این یکی از مشکلات ماست که زندگیمون رو در همه ابعاد پیش نمی بریم و معمولاً توجه ما به یه بعد از زندگی ما رو از بقیه اطرافیانمون، روابط دوستانمون و … غافل می کنه. توی یه کتاب خوندم که :«اگر کسی یه برنامه نویس خوب کامپیوتر باشد یا چند تا مدرک دکترا داشته باشد اما سال تا سال عمویش را نبیند، یا از فرزندش غافل شود، چه فایده؟ موفقیت یعنی پیشبرد تمام جنبه های زندگی به طور هماهنگ.»  درسته که همه ما برای خودمون گرفتاری هایی داریم اما مطمئنم برای هممون پیش اومده که لحظه هایی رو فقط دلمون می خواد با دوستامون باشیم  و هیچ چیز غیر از این ما رو راضی نمی کنه. حالا اگه توی مدتی که گذشته و بین ما و دوستامون فاصله افتاده نذاشته باشیم که این رابطه کمرنگ بشه، اون وقت هر وقت با اونها باشیم، حتی اگه مدتها ندیده باشیمشون، بازم کلی لذت می بریم و  روحیه میگیریم. پس توجه به روابط دوستانمون، اینکه براش وقت بذاریم چیز ِ مهمیه. خیلی راه ها وجود داره که نذاریم رابطه کمرنگ بشه و الان یکی از اون راه ها وبلاگمون ِ. اینکه به قول فاطمه مطالب همدیگه رو با توجه بخونیم، بهش فکر کنیم و نظرمون رو با دقت بگیم، به حرفای همدیگه اهمیت بدیم. البته اینو هم اینجا اضافه کنم که فاطمه جان من اگه شعری رو می نویسم معمولا اون شعر رو با توجه به حال اون لحظه خودم انتخاب میکنم و اگه کسی با توجه اونو بخونه حتما می تونه درد دل منو بفهمه و همین طوری یا برای رو زمین نموندن وبلاگ چیزی رو نمی نویسم. به قول خواهر زادم من توی لفافه حرفم رو میگم چون همیشه نمیشه آدم درد دلش  یا احساسش یا عقیدش رو مستقیم بنویسه. و یادم نمیاد که ماوبلاگ رو محدود کرده باشیم، همه آزاد بودن هر چیزی رو بنویسن و از این به بعد هم همینطوره. حالا اگه کسی نمینویسه قضیه همون بی توجهی یا کم لطفی ِ.

البته یه موضوع دیگه هم هست اونم اینه که هر کدوم از ما برای ارتباطمون با طرف مقابل حدودی رو قائل میشیم و این حدود بستگی به طرف مقابل داره، در مورد بعضی ها گسترش میدیم ولی برای بعضی دیگه محدودیت رابطه رو حفظ می کنیم. پس بهتره همه (اول از همه خودم رو میگم) به خودمون یه نگاهی بندازیم ببینیم آیا طوری رفتار کردیم که دوستمون وقتی درد دلی داره یا مشکلی داره احساس کنه که می تونه روی ما حساب کنه یا اینکه بهمون اعتماد نمی کنه و ترجیح میده پنهون کاری کنه؟ این دیگه به سادگی و صداقتمون برمی گرده.  

من به شخصه آلاچیق رو خیلی دوست دارم و همه سعیم رو می کنم که باقی بمونه و دلم می خواد با تمام ِ مشغله ها و گرفتاریهایی که هست و هر چی میگذره هم بیشتر میشه بازم وبلاگ جایی باشه برای ارتباطم با شما، برای شنیدن حرفاتون و گفتن حرفام، برای یادآوری خاطراتمون و به یاد هم بودن. از فاطمه هم می خوام که فکر نکنه ما به مطالب توجه نمی کنیم. من تنوع و تغییر مفید رو دوست دارم. البته می دونم سخته ولی غیر ممکن نیست. پس اگه دوست داشتی شروعش با تو و اِدامش با ما. البته منظورم از ما اونهایی ِ که مثل من فکر می کنن این وبلاگ می تونه کمکی باشه برای کمرنگ نشدن دوستیمون.

دوسِتون دارم و برای همه آرزوی موفقیت می کنم. به امید دیدار.


How long will it take for my Achilles tendon to heal?
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:11 ق.ظ
Currently it appears like Expression Engine is the best blogging platform available right
now. (from what I've read) Is that what you are using on your blog?
How can you get taller in a week?
سه شنبه 31 مرداد 1396 01:06 ق.ظ
Hi colleagues, how is everything, and what you want to say regarding
this post, in my view its really awesome in favor of me.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 03:03 ق.ظ
I blog often and I truly appreciate your information. Your article has truly peaked my interest.
I am going to take a note of your site and keep checking
for new information about once per week. I subscribed to your
RSS feed too.
رها میگه : به به /به به
چهارشنبه 28 فروردین 1387 04:04 ق.ظ
ای ول .میبینم كه كلی حال دفاع كردن داری.خوشمان آمد.
سعیده
چهارشنبه 28 فروردین 1387 03:04 ق.ظ
سلام.فاطمه جونم من صبح هم خواستم واست نظر بدم كیبرد یاری نكرد...ببین عزیز من كمی با نظرت موافقم . اون كمی هم كه مخالفت دارم واسه اینه كه باید شرایط رو هم در نظر گرفت موضوع این نیست كه چرا ما دیر به دیر به وبلاگ سر میزنیم موضوع اینه كه وقتی بیایم توو وبلاگ هر چند دیر به دیر از دوره ای كه تنها گذروندیمش واسه بقیه بنویسیم یعنی از ته ته دل بگیم كه تا امروز چیكارا كردیم و كلا سعی كنیم راحت از گذشته و خواسته های آیندمون بگیم.
فاطیما
دوشنبه 26 فروردین 1387 09:04 ق.ظ
به هر حال حرفم این بود كه اینجا راحت باشید... و توداریهاتون هم اینجا كمتر باشه... وسعی كنید اگه بحثی میشه بهتر و بیشتر شركت كنید...اینطوری قشنگتره...و دوستی ما كه قبل از این وبلاگ شروع شده، پر رنگتر دلیل همیشگی وجود اینجا باقی می مونه...
فاطیما
دوشنبه 26 فروردین 1387 09:04 ق.ظ
ممنون مریم جونم...اولا كه در مورد من یكی كه...دلگیری نبوده...من نوشتم كه خودم رو حداقل راضی كرده باشم از این لحاظ كه بتونم تغییری اینجا ایجاد كنم و از شما چیزی بگیرم اگر چیزی به شما میدم...تو كه دیگه باید معنی دلگیری رو بدونی...والا من یه مدته كه اصلا نمیدونم دلگیری چی هست!یعنی حتی عصبانی هم كه می شم یا اعتراضی یا حرفی دارم....از دلگیری جداش می كنم نمیدونم متوجه ام میشین یانه...
مریم از غربت
دوشنبه 26 فروردین 1387 06:04 ق.ظ
والا من نمی دونم چی شده كه همه انقدر دلگیرند...اما به نظر من همونطور اكه آدما از جنبه های مختلف با همدیگه فرق دارن در زمینه مطلب نویسی هم با هم فرق دارن...ما از روز اول قانون ننوشتیم كه هر كس باید چقدر آپ كنه...این مربوط به حالات و روحیات فرد داره...به هر حال به نظر من این وبلاگ به خاطر دوستی ما پایه گذاری شد نه دوستی ما به خاطر این وبلاگ...اصلا مطلب نویسی در این وبلاگ ربطی به دوری و جدایی ما نداره...همه چیزو تو رفتار و برخورد خودمون باید دنبال كنیم...
ز- ا
شنبه 24 فروردین 1387 02:04 ق.ظ
سلام من همنیطور اتفاقی این وبلاگ رو پیدا كردم و تقریبا حدود یك سال كه هر موقع دلم می گیره وبلاگ شما رو نگاه می كنیم. خیلی وقته كه می خواهم براتون بنوسم ولی فرصت نشده . امیداورم كه همیشه موفق باشید. و حرف های قشنگ وآموزنده بنویسید. من هم دانشجوی كامپیوتر هستم.
فاطیما
شنبه 24 فروردین 1387 12:04 ب.ظ
اینطوری كم كم نقطه های روشن هر بعدی رو در نظر می گیریم و گسترشش میدیم...وقتی فقط یك بعدی زندگی كنیم وسواس فكری و سختگیری هامون بیشتر میشه و اونوقت اینطوری نقطه های سیاه اون بعد رو بزرگترش میكنیم.......به هر حال من یه مدت این رویه رو امتحان می كنم...یعنی سعی می كنم مشغولیات فكریم رو تا جاییكه احساس كنم برای شماهم می تونه مفید باشه رو اینجا بگم ولی اگر تعدادمون كم باشه نباید انتظار داشته باشیم هر روز وبلاگ آپ بشه یا حتی هفته ای یك بار....
باز هم ممنون فعلا خدانگهدار
فاطیما
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
ممنون فاطمه جون و زهره جون از اینكه برای حرفهای من وقت گذاشتین وبهشون فكر كردین...و حرفهای خودتون رو گفتین...البته خیلی منتظر شنیدن نظر بقیه هم هستم... منم خیلی دوست دارم اینجا یه جورایی خونه امید ما باشه و یه جاییكه وقتی دلمون میگیره یا اگه حرفی یا مشغولیت فكری داریم از صمیم قلب بیایم اینجا و درمیونش بگذاریم...و البته یه مقدار ترس و خودداری هامون كمتر بشه...همونطور كه فاطمه خوب بهش اشاره كرد ابعاد زندگی مون رو بیشتر كنیم تا حرفای بیشتری برای گفتن داشته باشیم....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر